خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
136
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
اما اگر در مثالهاى فوق دو قضيهء جزئى را در نظر بگيريم ، جزئى موجبه در مادهء وجوب صادق و در مادهء امتناع كاذب است ، اما جزئى سالبه برعكس است ، ولى در مادهء امكان ، چنانكه گفتيم ، هردو صادقاند . بنابراين نه دو كلى متناقضاند و نه دو جزئى . اما اگر يكى كلى باشد و ديگرى جزئى در همهء مواد ( وجوب ، امكان ، امتناع ) به دو قسم صادق و كاذب تقسيم مىشوند . پس شرايط تناقض دقيقا همان شرايط تقابل است با زيادى يك شرط و آن اختلاف در كميت . از اين بيان معلوم مىشود كه قضيهء موجبهء كليه نقيض سالبهء جزئيه و سالبهء كليه نقيض موجبهء جزئيه است . از جدول « 2 » احوال قضاياى محصورهاى كه شرح داده شد ، معلوم مىگردد . « 1 » آنچه گفته شد در مورد قضاياى حملى بود . در قضاياى شرطى نيز هنگامى كه اتفاق مقدم و تالى و اختلاف سلب و ايجاب ، بدانگونه كه در مباحث فوق بيان كرديم ، رعايت شود ، تقابل ، تداخل ، تضاد و تناقض ميان اينگونه قضايا نيز معلوم مىگردد ، به شرط اينكه در قضيهء شرطى متصل اگر موجبه اتفاقى است ، سلب اتفاق شود و اگر لزومى است سلب لزوم گردد . در قضاياى منفصله هر عنادى كه موجبه آن را اثبات مىكند ، سالبه همان عناد را سلب كند . ايراد مثال براى اينگونه از قضايا تطويل بلاطائل است و با بيان قواعد فوق به آسانى مىتوان مثال زد . و بالله التوفيق . فصل دوازدهم : قضاياى محصله ، معدوليه ، عدميه و تلازم آنها هرگاه جزئى از قضيهء حملى به صورت لفظ معدول باشد ، معدوليه و اگر در اينگونه قضايا هيچ لفظ معدولى وجود نداشته باشد ، قضيه محصله يا بسيطه ناميده مىشود . قضيهء معدوليه به سه صورت ممكن است وجود داشته باشد . الف - موضوع معدول باشد ، مانند نامتناهى معقول است . ب - محمول معدول باشد ، مانند حوادث نامتناهى است . ج - هر دو معدول باشند ، مانند نامتناهى نامتوّهم است .
--> ( 1 ) - ر . ك : جدول شماره 2 ، ص 671 .